یک تصمیم مدیریتی برای افزایش بهره‌وری گله؛ دستاورد تحقیقات علوم دامی کردستان در مدیریت شیرگیری بره

تعیین اثر کاهش سن شیرگیری بره بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گوسفند کردی

۳۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۰:۲۸ کد : ۲۵۰۹۴ پژوهشی
تعداد بازدید:۴
تعیین اثر کاهش سن شیرگیری بره بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گوسفند کردی

به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کردستان، یکی از دستاوردهای شاخص حوزه تحقیقات علوم دامی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کردستان، بررسی اثر کاهش سن شیرگیری بره بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گوسفند کردی و تلاش برای تعیین زمان و روش مناسب شیرگیری بره و بزغاله است؛ پژوهشی که یک موضوع مهم مدیریتی در گله‌های کوچک‌مقیاس و نظام‌های پرورش گوسفند و بز را هدف قرار داده است.

شیرگیری تنها به معنای قطع مصرف شیر توسط بره نیست؛ بلکه یکی از نقاط عطف در مدیریت گله است که در آن، تغذیه بره، رشد دستگاه گوارش، وضعیت بدنی مادر و برنامه تولیدمثل گله هم‌زمان تحت تأثیر قرار می‌گیرند. از این رو، تعیین زمان مناسب شیرگیری باید میان نیاز تغذیه‌ای بره، حفظ رشد مطلوب، وضعیت جسمانی میش و اهداف اقتصادی گله تعادل ایجاد کند.

از دیدگاه فیزیولوژی تغذیه نیز با افزایش سن بره، وابستگی آن به شیر کاهش یافته و مصرف خوراک جامد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. منابع علمی تأکید می‌کنند که موفقیت در شیرگیری زودهنگام به رشد مناسب شکمبه و مصرف کافی خوراک جامد وابسته است.

از سوی دیگر، کاهش مدت وابستگی بره به شیر می‌تواند امکان مدیریت هدفمندتر تغذیه میش را فراهم کند و در نظام‌های تولیدی، بر میزان شیر قابل عرضه، استفاده از منابع خوراکی و برنامه‌ریزی تولیدمثل گله اثرگذار باشد. منابع فنی فائو نیز شیرگیری زودهنگام را، در صورت تأمین مناسب خوراک و رشد بره، یکی از روش‌های قابل استفاده برای افزایش بهره‌وری تولید در سیستم‌های گوسفندداری معرفی کرده‌اند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که گوسفند کردی به‌عنوان یکی از منابع ژنتیکی مهم گوسفندی منطقه در شرایط اقلیمی و نظام‌های پرورشی کردستان مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، تولید دانش بومی درباره مدیریت این نژاد می‌تواند نسبت به توصیه‌های عمومی، قابلیت کاربرد بیشتری در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی دامداران استان داشته باشد.

پژوهش‌های انجام‌شده در ایران نیز نشان داده‌اند که روش و سن شیرگیری می‌تواند بر برخی شاخص‌های رشد و رفتار بره اثرگذار باشد. برای نمونه، در یک مطالعه روی بره‌های بلوچی، شیرگیری در سن پایین‌تر در بخشی از دوره رشد با وزن و افزایش وزن روزانه بیشتری همراه بود، در حالی که روش شیرگیری نیز بر برخی شاخص‌های رفتاری اثر داشت. این نتایج نشان می‌دهد که «زودتر شیر گرفتن» به‌تنهایی معیار کافی نیست و روش اجرای شیرگیری و شرایط تغذیه‌ای پس از آن نیز اهمیت دارد.

بر همین اساس، دستاورد تحقیقاتی مرکز تحقیقات کردستان را می‌توان تلاشی برای پاسخ به یک پرسش کاربردی در دامپروری دانست: چگونه می‌توان زمان و روش شیرگیری را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که ضمن حفظ عملکرد بره، شرایط تولیدی و تولیدمثلی میش نیز به شکل مطلوب مدیریت شود؟

ارزش این پژوهش در همین پیوند میان دانش فیزیولوژی، تغذیه و مدیریت تولیدمثل است؛ چراکه یک تصمیم مدیریتی در مرحله شیرگیری می‌تواند پیامدهای آن در ادامه چرخه تولید گله را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، دستیابی به یافته‌های متناسب با گوسفند کردی می‌تواند پشتوانه‌ای علمی برای تدوین توصیه‌های کاربردی‌تر در زمینه مدیریت گله‌های استان باشد.

در نهایت، تعیین مناسب‌ترین زمان و روش شیرگیری بره و بزغاله را می‌توان نمونه‌ای از خلق دانش مسئله‌محور در علوم دامی دانست؛ دانشی که از دل نیاز واقعی دامدار شکل می‌گیرد و با انتقال به کارشناسان، مروجان و بهره‌برداران می‌تواند به تصمیم‌های مدیریتی دقیق‌تر، استفاده کارآمدتر از منابع خوراکی و حرکت به سوی افزایش بهره‌وری گله کمک کند.

آخرین ویرایش ۳۱ شهریور ۱۴۰۵